خرید بک لینک

طو نسیم و شکوفه و میوهئی، ای همهیِ فصولِ من! برمن چنان چون سالی بگذر تا جاودانهگی را آغاز کنم.

برچسب: نویسنده: غزل محمودی تاريخ: سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 18:04

داشتن طو قشنگترین حسیِ که تونستم تجربه کنم،بودنت پیش من اینجوریه کهتو وجودم کلی گل جوونه زده.وقتی باطوام انگار که دیگهتاریکی شب ناراحتم نمیکنه،عصبی نیستم،ناامید نیستم،از هیچی نمیترسم،غروب جمعه دلگیر نیست،کسی نمیتونه زمینم بزنه،بی حوصله نیستم،آسمون آبیتره،نور خورشید قشنگتره،بوی نم بارون لذت بخشه،با طو همه چی قشنگترین ورژن خودشو داره.

برچسب: نویسنده: غزل محمودی تاريخ: سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 18:04

تو اگر ماه بودی،من شب های بی پایان را، آرزو می کردمو اگر آفتاب بودی ،روشنایِ ماندگارِ روز را تو اگر باد بودی،من دیوانه ی طوفان می شدم و اگر برف بودی ،عاشق یخبندان طو اما...رنگین کمانِ هزارخاطره ایکه باران و آفتاب و باد ،عاشقانه به تصویرت می کشند...و من نمی دانمبرای همیشه بودنت،منت باران را بکشم یا آفتاب...!!!

برچسب: نویسنده: غزل محمودی تاريخ: سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 18:04

تمامیِ سلول های بدنم،

تمامیِ سلولهای بدنم،
با آرایشی،
به زیباییِ گلبرگهای سرخِ گل رز،
در کنار یکدیگر ایستادهاند؛
که قلب بنوازد❤️
و آن ها بخوانند،
سرود "دوست داشتنت" را

برچسب: نویسنده: غزل محمودی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 22:20

برای من همیشه ادبیات سخت تر از ریاضی بود! منطقی بود که دو ضرب در دو بشود چهار اما نمیتوانستم بپذیرم ضمیری جز طو هم وجود داشته باشد...***

برچسب: نویسنده: غزل محمودی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 22:20

لبخندت
زیباترین هدیه ی خداست.
وقتی به این سمت خیابان نگاه میکنی
نگاه می کنی وبه هر بهانه ای لبخند میزنی
با خودم میگویم
تو که میخندی
انگار تمام زیبایی های دنیا همینجاست
کنار همین خنده هات...

برچسب: نویسنده: غزل محمودی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 22:20

صفحه بندی